حکايتی که بايد به ياد بياوريم

 


بهشت زهرا


***


و کل ماجرا به همين سادگی است که می‌گويم:

حکايتی در ما هست
که برای گفتن‌اش به اين‌جا آمده‌ايم
آن وقت
باران را بر ما نازل می‌کنند
تا غروب‌های ما غم‌انگيزتر شود
و باد را بر گندم‌زاران
و کوه را سنگ به سنگ
و بر لبان رودخانه‌ها
هجاهايی از جهان‌هايی که پيش از اين در آن‌ها زيسته‌ايم
و از همه بدتر
ماه را
در آسمانی که اين‌همه وسعت دارد
تنها گذاشته‌اند که ما را به گريه بياندازند

با اين‌همه
اين‌ها همه
پس‌زمينه‌ی آن حکايتی‌ست که بايد به ياد بياوريم
اما
نمی‌آوريم. *






* شعرهای جمهوری / حافظ موسوی


 
   

 

 

مجله اینترنتی هفت سنگ