آش

 


عشایر کلیبر-تیر 87

ديگ به ديگ می‌گه...


 
   

 

کدوم؟

 


اروميه-تيرماه



اروميه-تيرماه



دوست داری کدومشون باشی؟


 
   

 

به تماشای آبهای سپيد ...

 


تبريز-تيرماه



پرندگان به تماشای بادها رفتند ...


 
   

. . . . . . .

 

حکايتی که بايد به ياد بياوريم

 


بهشت زهرا


***


و کل ماجرا به همين سادگی است که می‌گويم:

حکايتی در ما هست
که برای گفتن‌اش به اين‌جا آمده‌ايم
آن وقت
باران را بر ما نازل می‌کنند
تا غروب‌های ما غم‌انگيزتر شود
و باد را بر گندم‌زاران
و کوه را سنگ به سنگ
و بر لبان رودخانه‌ها
هجاهايی از جهان‌هايی که پيش از اين در آن‌ها زيسته‌ايم
و از همه بدتر
ماه را
در آسمانی که اين‌همه وسعت دارد
تنها گذاشته‌اند که ما را به گريه بياندازند

با اين‌همه
اين‌ها همه
پس‌زمينه‌ی آن حکايتی‌ست که بايد به ياد بياوريم
اما
نمی‌آوريم. *






* شعرهای جمهوری / حافظ موسوی


 
   

 

پارس بانو!

 


دور



نزديک




نزديک‌تر



***

پ.ن:

1. خلاصه‌ی سفر چيزی بود شبيه ضیافت و هم‌آغوشی گس مزه تضادها: رنج و ترس و حتی شوق و شادی ... نهایت رنج و رنجوری تن، تکاپوی روح و جان برای نوعی زاییده شدن ... در سکوتی محض پشت هياهوی دردناک لودگی ...

2. می‌خواهم اين درد را مزمزه کنم، تا طعم تلخ آن هيچ‌گاه از يادم نرود. می‌خواهم تلخی آن هر دم افزون گردد. بيايد مرا يک‌پارچه مسموم کند، روحم را، جسمم را، دلم را...

اين جنگ من است با من. حرفی ندارم! *




* بانو / مهرجويی


 
   

. . . . . . .

 

 

مجله اینترنتی هفت سنگ